X
تبلیغات
سیـــــــــــــگاری
 

دیگه نمینویسم

تا روزیکه به این ثانیه ها و دقیقه ها بخندم..

+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1391ساعت 3:23 توسط سیگاری |


 

خدایا ...! چه خبره ؟؟!
آرامتر ...!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1391ساعت 17:14 توسط سیگاری |


 

این که من می کشم

درد بـی تو بودن نیـست

تـاوان با تو بـودن است

 

+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1391ساعت 17:47 توسط سیگاری |


 

شبیه کسی شده ام

که پشت دود سیگارش

با خود می گوید:

باید تـَرکـــــ کنم!

ســیگار را،

خانــــه را،

زندگـــی را،

و باز پُــکــی دیگــــر می زند ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد1391ساعت 23:36 توسط سیگاری |


 

راستش را بخواهید..

بهتر است راستش را نخواهید ...

معمولا راستش را نمی شنوید!

 

پ.ن: یهو میمیری میبینی اون دنیا هم هیچی توش نیست!

+ نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد1391ساعت 12:40 توسط سیگاری |


 

شما که غــريبه نيستين ..

انقدر بردمش بالا

.. که الان دست خودمم بهش نمي رسه

...

+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1391ساعت 18:53 توسط سیگاری |


 

جوری عاشقت میشه

که حس میکنی

هیچوقت از پیشت نمیره.

ولی وقتی که میشکنه

...جوری میره

که حس میکنی

هیچوقت عاشقت نبوده!

پ.ن: حتی بدون ِ خداحافظی

 

+ نوشته شده در شنبه 14 مرداد1391ساعت 20:4 توسط سیگاری |


نمیتونم دورت کنم
لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی
تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور میشی
از من که میمیرم برات
از منی که دل ندارم
برگی بیوفته سر رات
+ نوشته شده در شنبه 14 مرداد1391ساعت 18:29 توسط سیگاری |


 

انسان ها هر از چند گاهی ؛

از جایی می افتند ....

از لبه ی پرتگاه ،

از پا !

از نفس ....

ازاین ور بوم ؛

از دماغ فیل!

از چاله به چاه ....

از عرش به فرش ،


از چشم ...
ازچـــــشـــــــم ...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1391ساعت 17:11 توسط سیگاری |



احساسم را همین امروز گم کردم

میان راهم زانو زدم و با تمام وجود زار زدم

امیدی داشتم به اندازه ی دنیا

امیدم را از دست دادم

تمام دنیا بر سرم فرود آمد

باور کنید،بالاتر از سیاهی هم رنگی هست

 

+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1391ساعت 19:11 توسط سیگاری |


با سيگار ميرقصم ميچرخم تاب ميخورم
و من لذت همخوابگي را به يک نخ سيگار فروختم
تو مرا به هم آغوشي مي خواني
نميداني که من از يک نخ سيگار بيشتر از هم آغوشي لذت ميبرم.
روح سيگار بزرگ است و پاک
سپيد است چون تن نحيفش
براي فهميدن من سيگار را بفهم

و تو که به من ميخندي
پرسشي دارم
سيگار را ميفهمي؟
قبل از آن که سيگار پاک را به لب بگيري آن را
بفهم
ب
ف
ه
م

>

HOME
E-Mail


Archives

مرداد 1391

تیر 1391
بهمن 1390
دی 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
مهر 1388
فروردین 1388
آبان 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386


Links

کولی
دختر رویایی
شهاب
خاک ریحان
Perspective
سیگار و اسپرسو
احمقانه
9 توی تنهایی (299)
دست نوشته های آخرین دیوانه(Deev)
آبهای درخشان
کنتراست
تختخواب یک نفره
دخترک اورجینال
تب نوشته های یک پیامبر (شیمارها)
فراتر از آرامش (یه دوست)
هیچکس (مریم)
نامیرا
غریبه ترین آشنا
چسبندگی های روح ما
شرط میبندم تو هم باور نداری
ته سیگار
آسمانی ست چو نیلوفر سبز
عشق سوخته
قالب های نایت اسکین


Music